RSS

بایگانی برچسب‌ها: ناصر عبداللهي

مرده خوري

روزي روزگاري جواني بندر عباسي بنام ناصر عبداللهي بود و استعدادي خدادادي و خانواده و همشهرياني غريب پسند و دوستاني كه بر سر سفره حسين ارتزاق كرده و براي يزيد سينه مي زدند.

ناصري كه اقبال واحدي در برنامه ي صبح بخير ايران بر روي قايق كشف كرد و از آنجا بود كه صدايي بر تارك موسيقي ايران شروع به طنين اندازي كرد.

اين نوشتار كوتاه را من باب آن مي نويسم كه بماند بر تاريخ پيانو كافه كه نگويند ديد و چيزي نگفت.نگويند آلبومي را مي خواهند منتشر كنند كه نه ناصر و نه خدايش راضي به اين كار از نارفيقاني است كه امروز خود را استاد مي دانند (و جالب اينكه با اين جمله كه تمام عوايدش براي خانواده ي ناصر است براي فروش بيشتر مردم را فريب مي دهند، گويي نمي دانيم كه شهرت و شناخت اسم آنها با در كنار ناصر قرار گرفتن چند صد برابر بيشتر از چندر غاز عوايد فروش است براي آنها)

سال 82-83 ناصر عبدالهي كار با جواني بنام عندليبي را براي آلبومي كه پس از هواي حوا منتشر شود آغاز كرد. بهمن 83-فروردين 84 بود ناصر از نامرادي هاي عندليبي در سوء استفاده از نام و كاراكتر و شخصيت ناصر عبدالهي به سطوح آمد و گلايه مي كرد و با روحي خسته ازين نارفيقي و نامردي (كدام دوست ناصر ازين موضوع اطلاع نداشت جناب كريمي؟) به سراغ بهروز صفاريان رفت و قراردادي با او (كه پس از آلبوم غريبه ي فريدون ناصر را براي كار جديد انتخاب كرده بود) بست، اما همانطور كه همه بهروز صفاريان را همه مي شناسيم به وسواس در اجراي كار، بهروز 7 ماه كار بر روي آلبوم انجام داد و جلسات متعدد با ناصر اما هنوز به تم مورد نظر براي آلبوم جديد ناصر نرسيد.

Va Nagah... Nasser Abdollahi Parvaz kard

Va Nagah... Nasser Abdollahi Parvaz kard

از آن طرف پس از سال 83 فشار تهيه كننده ي ناصر(غلام علمشاهي) بر روي او كه تنها منبع درآمد اصلي آواي نكيسا آلبوم ها و كنسرت هاي ناصر بود (مطابق تمام قراردادهاي تركمنچايي كه تهيه كننده ها با خواننده ها مي بندد حتي تا امروز) باعث شد كه ناصر به اجبار و متاسفانه كار با بهروز صفاريان را يكطرفه به بعد موكول كند كه جاي خالي اين آلبوم تا ابد در مسويقي ايران مي ماند.

قرار شد آلبومي براي بستن دهان و كم كردن فشار تهيه كننده (عاشق اين روزهاي ناصر!) و حل مشكلات مالي خود تهيه كند مطابق با ذائقه ي روز آن زمان نه ذائقه ي ناصر و آهنگسازش بهروز صفاريان.

ژس از سال 84 و بر سر كار آمدن محمود احمدي ن‍‍ژاد و بر مسند نشتن سردبير كيهان بر وزارت ارشاد، ديكتاتوري در حوزه ي موسيقي و سينما باعث شده بود نه تنها در سال 84 كه در سال 85 و 86 و 87 هم مجوزي براي كنسرت هاي مستقل(كنسرت هاي غير سفارشي) داده نشود و چه كسي است كه نداند تنها منبع درآمد يك خواننده فروش بليط كنسرت است؟

اوضاع مالي تمام موزيسين ها به فضاحت كشيده شد من جمله ناصر عبدالهي. همچنين عدم صدور مجوز براي آلبوم آخر ناصر طي چند ماه و پشت در ماندن اين آلبوم اوضاع را خراب و خرابتر كرد تا ناصر را  به كوچ به ديار غريب پسنداني كه خود زاده ي آنجا بود كشاند و باقي را تا آذر ماه 85 خود مي دانيد…

اما ديديد كه پس از مرگ ناصر چه ها شد؟ (ديديد؟! شير و شغال به مردار خوري آمدند؟) من نمي گويم (شايد روزي مفصل بنويسم) و نوشتار كوتاه خود را به درازا نمي كشانم و قضاوت را به شما وا مي گذارم كه ، دوستان امروز ناصر آنروزها كجا بودند؟

نگاشته شده در: کافه پیانو

Advertisements
 
5 دیدگاه

نوشته شده توسط در اوت 1, 2010 در مقالات, کافه موزیک, عمومی

 

برچسب‌ها: , , ,