RSS

بایگانی نویسنده: pianocafe

دربارهٔ pianocafe

My home: www.pianocafe.wordpress.com

گشت ارشاد: کمدی شریف، فیلم مزخرف (فرصت سوزی ها ادامه دارد)

اصلاعات فیلم: کارگردان:سعید سهیلی،نویسنده:مهدی علی میرزائی،بازنویسی:سعید سهیلی،نگارش نهایی:مهدی نژاد محمدیان،سعید سهیلی،مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری،تدوین:کاوه ایمانی،موسیقی:ناصر چشم آذر،طراح صحنه و لباس: عباس بلوندی،طراح گریم:مهری شیرازی،صدابردار: آرش برومند،صداگذار: فرامرز ابوالصدق،مدیرتولید: رضا نوروزی،برنامه ریز: علی افشین راد،دستیار کارگردان: علی مردانه،منشی صحنه: بهناز تاجیک،عکاس: صبا سهیلی، بازیگران: حمید فرخ نژاد،پولاد کیمیایی،ساعد سهیلی،نیوشا ضیغمی،سحر قریشی،میرطاهر مظلومی،اصغر سمسارزاد،سینا سهیلی،بهزاد اشکان،گیتی معینی،ناصر گیتی جاه،یاشا دولت پناه و جمشید هاشم پور،تهیه کننده: سعید سهیلی

خلاصه داستان:سه جوان جنوب شهری است که برای به دست آوردن پول دست به کار خطرناکی می‌زنند..

پوستر جنجالی گشت ارشاد

پوستر جنجالی گشت ارشاد

چند روز بیشتر به پایین آمدن کرکره اکران دومین فیلم تقریبن توقیف شده ی اکران نوروز باقی است که نقد و بررسی این فیلم را در کافه آغاز می کنیم.

سعید سهیلی که با فیلم خوبی چون مردی شبیه باران خود را به عنوان یک کارگردان صاحب اندیشه و سبک معرفی کرده بود، هر سال که از سال 75 دور میشویم بیشتر استعداد فیلمسازی اش را برای ساخت فیلم هایی که به راستی فیلم نیستند و تنها بدرد نمایش خانگی آنهم در دور هم های جمعه فامیلی می خورد می سوزاند. -به فهرست چارچنگولی،چهار انگشتی-ازدواج در وقت اضافه و… نگاهی بیندازید!-

پولاد کیمیایی،حمید فرخ نژاد،ساعد سهیلی در گشت ارشاد

پولاد کیمیایی،حمید فرخ نژاد،ساعد سهیلی در گشت ارشاد

داستان یک نگاه انتقادی به وضع موجود تقابل مذهب با مدرنیته و نگاه غلط حکومت به جوانان و به عکس، سعی در زدن به میخ و نعل همزمان می کند. اصولن در روابط انسانی بین کاراکتر های فیلم، داستانک ها و داستان اصلی اول-پول از اخاذی درآوردن- و داستان اصلی  دوم-به یک مرد متجاوز درس عبرت دادن- هیچ منطق خاصی نمی بینیم و دلیل محکمی برای همراهی شخصیت زن فیلم-باز هم ستم کشیده و مورد آزاد جنسی واقع شده- با تیم حاج عباس مشاهده نمیکنیم.

داستان خوب آغاز می شود تا دقیقه ی 25 هم ریتم تند و تدوین خوب کاوه ایمانی به جذاب شدن فیلم و سکانس های بعضن زائد کمک می کند اما از دقیقه 30 به بعد فیلم از نفس می افتد و غرق در ایده ی اولیه در حال تقلا برای رسیدن به موضوع و داستانی است ماهاراجایی-هندی- که برای آن ایده ی بکر را هم قربانی می کند. این فیلم با کمی وسواس بیشتر و داستان بر طبق همان ایده -گشت ارشاد قلابی- و روابط بین انسانها و نشان دادن خودمان به خودمان می توانست حرف های بسیار جدی پس ِ شوخی بزند و  بسیار موفق تر از این ملغمه ای باشد که از یک نام و ایده و پلاک اغاز میشود در آخر پایان بندی به سبک ایرج قادری-فیلمقارسی- تحویل تماشاچی می دهد که باز هم در نمی آید، اشفته بازار ذهن کارگردان برای پایان بندی فیلم که اصولن منطقی بین روایط های موازی و ایده ی اولیه مشاهده نمیشود.

از نقاط قوت این فیلم می توان به فیلمبراری تورج منصوری و تدوین کاره ایمانی و کارگردانی خود سهیلی اشاره کرد. بازی خوب و روان و باور پذیر حمید فرخ نژاد که نشان داده طی این سالها بازیگری است که باید به او و هنرش احترام گذاشت.

و مهمترین نقطه ضعف این فیلم -با این مماشاتی که با شوخی های  گزنده اش شده و باعث تعجب است- ایده ی خوب اما ایده پردازی و قصه نویسی و فیلمنامه بسیار ضعیف و سوزاندن یک فرصت تاریخی دیگر در سینمای از نفس افتاده ی ما.

منبع: کافه پیانو – کافه چی

 -روز بعد نقد وبررسی انتهای خیابان هشتم را در کافه پیانو از دست ندهید…-

Advertisements
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در آوریل 9, 2012 در كافه سينما, مقالات, نقد كوتاه, عمومی

 

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , ,

زندگی خصوصی: ملغمه ای از شهوت با رگه های ناهمخوان سیاسی

اطلاعات فیلم: کارگردان:محمدحسین فرح بخش،نویسنده فیلمنامه:اصغر نعیمی،تدوین:مستانه مهاجر، طراح چهره پردازی:عبدالله اسکندری، طراح صحنه و لباس:حجت اشتری، صدابردار:بابک اخوان، صداگذاری و میکس:حسین ابوالصدق، موسیقی متن:آریا عظیمی نژاد، جلوه های ویژه:آرش آقا بیک، دستیار اول کارگردان:علی افشین راد، مدیر تولید:عبدالله علیخانی، محصول:موسسه سینمایی پویا فیلم، بازیگران: فرهاد اصلانی، هانیه توسلی، لعیا زنگنه، سعید نیکپور، کاظم هزیر آزاد، فریبز بازغی، آریا خسروی، اکبر فیضی، میلاد نیوپور، نازنین لواسانی و … با حضور آتیلا پسیانی و امیر آقائی، تهیه کننده:عبدالله علیخانی

حسین فرح بخش در دومین تجربه ی کارگردانی اش بعد از عطش به سراغ موضوعی می رود که کامل پاخورده و تکراری است. آقای بد قصه و خانوم ساده دل مورد ستم واقع شده. با این تفاوت که این آقای بد فیلمفارسی های قدیم اینبار دلیلی دارد تا کمی جذاب شود و این همان سیاسی بودن اوست. شخصیت اول فیلم ابراهیم -با بازی فرهاد اصلانی- که بسیار بی دلیل با فلش بک در ابتدای فیلم میبینیمش، جزء جدا افتاده های سیاسی این روزهاست که پیش از این در منصبهای اصلی به رانت خواری متهم بوده و از کار برکنار شده است و با این ایده ی سران نظام که منتقد مخالف همان دوست گذشته است که از پست دستش کوتاه مانده است کاملن همخوان است و من این را اصلی ترین دلیل اکران این فیلم می دانم.

زندگی خصوصی

زندگی خصوصی

بجز چند سکانس اول باقی روابط سیاسی این روزنامه نگار به ظاهر مخالف –ابراهیم- در نمی آید و انگار فقط تلاشی است این خط سیر دوم داستان، برای متفاوت کردن این فیلم نسبت به فیلمفارسی های قبلی فرح بخش  و این به خسته کننده کردن این فیلم بسیار کمک می کند که در سینما فقط به ساعتت نگاه کنی که چرا فیلم تمام نمی شود با خود بگویی به نظر 105 دقیقه زیاد نیست؟

بخش دوم فیلم همان ایده صدبار پرداخته سینمای ماست زن مورد ستم جنسی قرار گرفته و مظلوم بدنبال احقاق حقی است که از ابتدا تماشاگرش می داند به آن نمی رسد. این بحث خیانت در اجرا هم تفاوتی با فیلم های مشابه سالیان قبل خود نمی کند و نمی دانم چه اصراری است با تمام این محدودیت های اجرای سکانس های دو نفره اولن اجرایش کنیم و ثانین به گونه ای اجرا کنیم که صدای همه را در بیاورد، چون در اجرای این سکانس ها در این فیلم و فیلم های مشابه فیلمساز برای رساندن مقصودش از هر تلاشی برای سکسی کردن فضا و رفتار و گفتار استفاده می کند که به طور کل داستان با این بزرگنمایی کارکرد خود را از دست می دهد و آشفته و کش دار به نظر می رسد و فیلم را از یک ایده ی تکراری به یک اجرای معمولی و امتحان پس داده و در آخر به پایانی کاملن واضح و قابل پیش بینی و خسته کننده بدل می کند.

و این آخرین سوال از سازنده زمان بیرون آمدن براستی 105 دقیقه برای این فیلم خیلی زیاد نبود؟

نقطه قوت فیلم: بازی فرهاد اصلانی و امیر آقایی

نقطه ضعف: ایده پردازی، اجرا، شعار زدگی،پایان نامناسب

 امتیاز کافه به این فیلم از ده نمره: 5.5

کافه چی / کافه پیانو

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در آوریل 7, 2012 در كافه سينما, مقالات, نقد كوتاه, عمومی

 

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , ,

نگاهي به برف روي شيرواني داغ:‌ خوش ساخت

برف روي شيرواني داغ اثر تازه فيلمنامه نويس و كارگردان خلاقي است كه پيشرفتش رو در اين فيلم به رخ همگان كشيد. دكتر محمد هادي كريمي نشان داد مي داند براي چه قشري مي سازد، چه پيامي را مي خواهد منتقل كند و چه تصاويري را مي خواهد به پرده ي بي رونق اين روزهاي سينما بكشد در حالي كه در تك لوكيشي بدون يك سكانس اضافي نود دقيقه بيننده را با خود همراه كند..

برف روي شيرواني داغ - كافه پيانو

برف روي شيرواني داغ - كافه پيانو

نكته ي مهم فيلم قرار گرفتن پازل ها در كنار هم براي رسيدن به تنهايي يك مردي است استاد، كه تنه اش گويي به صوفياني مي خورد كه هر كس مي تواند از ظن خود يارش باشد.

در اين فيلم استاد حميد كه تا انتهاي فيلم هويتش، تفكراتش، گرايشاتش خوشبختانه مشخص نمي شود و فقط مي دانيم كه در ليست 217 نفره و ليست 215 نفره هست كه از دو طرف موافق و مخالف مورد غضب است و كارگردان فقط مي خواهد تاكيد مي كند كه با يك كاراكتر مستقل سياسي و فكري طرفيم با بازي فرخ نعمتي كه بازي باور پذير و كاراكتري دوست داشتني خلق كرده است كه هم الگويي مناسب براي جامعه ي بيمار روشنفكري امروز ايران، و هم الگويي براي سنت گرا ها و اصولگراهايي كه تمام روشنفكران و دگر انديشان جامعه اشان را ملحد و از آنور بوم افتاده و متصل به دشمن مي دانند.

 احساس همذات پنداري عجيبي بين استاد تنها و بريده از دنيا و تماشاچي وصله به دنيا ايجاد مي گردد كه تصاوير و شات هايي گرفته مي شود كه معصوميت از دست رفته را در نگاه استادي كه گويي به تازگي مزه ي عشق را فهميده به تماشاچي القا و اين عشق در اين حس همذات پنداري موثر است.

نكته دوم بازي بسيار خوب بازيگرانش در جايگاه ها و عقايدشان بود. امير حسين آرمان به عنوان راننده ي آژانسي كه محرم استاد بود و خانه شاگرد، با گذار فيلم به انتها به رابطه ي عميق روحي، عاطفي او با استاد پي مي بريم كه استاد روشنفكر و شاعر و نقاش ما با يك جوان عادي (نه راديكال موافق، نه راديكال مخالف) چگونه زلف هايشان را به هم گره زده اند.

بازي امير حسين آرمان و نگاهش وقتي به گوشه اي خيره مي شد و به مرادش (مريدش؟) فكر مي كرد همانچيزي است كه امروز نياز جامعه ماست… بدون هيچ توضيح اضافي!

بازي خاطره اسدي در نقش يكي از شاگردان با ذوق استاد در زمينه ي شعر مانند همه ي بازي هاي او قابل قبول است اما چون در جايگاه درست قرار گرفته بيشتر به چشم مي آيد. گويا استاد در كنار او و اميرحسين آرمان بدنبال آرامش و معصوميتي است كه تا قبل از آشنايي به تاكسي چي از آن بي بهره بوده است.

آنا نعمتي و كوروش تهامي هم بازي هايي را ارائه دادند كه از كوروش در به رنگ ارغوان و از آناهيتا نعمتي در اغلب نقش هايش ديده ايم.

اما اوج هنر بازيگري رو در اين سالها مي توان در بازيگري ديد كه تنه ي محكمي به بزرگان بازيگري و اكتوري در سينما زد. شهاب حسيني بازي خارج از تصوري را در اين فيلم به نمايش گذاشت كه به پيشرفت تدريجي و پرواز بيشتر مي ماند تا يك پيشرفت عادي. حضور باور پذير، به جا ديالوگ گفتن، ‌مكث، حالت نگاه، ميميك چهره، بالا و پايين رفتن تن صدا، زبان بدن و يك كلاس كامل بازيگري بود از جوانِ چهل ساله اي كه متاسفانه چند سالي مي خواهد به خلوت برود و دنبال خود گم گشته اش بگردد.

شهاب حسيني متاسفانه در جشنواره ديده نشد، از نظر من ديپلم افتخار كمترين جايزه اي بود كه مي شد به او داد.

شهاب حسيني و آتاهيتا نعمتي در نمايي از برف روي ...

شهاب حسيني و آتاهيتا نعمتي در نمايي از برف روي ...

در طي فيلم بازي اش اوج مي گيرد و در سكانس پاياني با تك گويي فوق العاده اي كه داشت در قله قرار گرفت و حتي گام هاي بيرون رفتنش هم حساب شده يود. شهاب حسيني نشان داد كه اگر بخواهي مي تواني مستقل باشي نقش اول فيلم ها (زندگي ها) نباشي، در كنار ديگران باشي اما بدرخشي.

در كنار اين مسائل فيلم ضعف هايي هم داشت كه در كنار نقاط قوتش قابل چشم پوشي بود. به عنوان مثال زماني كه مي بايد از استاد رفع اتهام مي شد، متهم شد و زماني كه نيازي نبود در مورد آن شيشه ي در پلاستيك مشكي رفع اتهام شود، رفع اتهام شد، كه البته اين را به جند وجهي بودن استاد هم مي توان نسبت داد.

و در آخر يكي از سوال هايي بي پاسخ قيلم كه متاسفانه كارگردان تلاشي نكرد مخاطبش را بهش نزديك كند و مي توانست شاه بيت غزل برف روي شيرواني باشد… اين كه شب گذشته قبل از فوت استاد چه كسي مهمان او بود؟!

در مجموع در سال سينمايي نود ديدن اين فيلم شاخص در پرده ي سينما رو به شما توصيه مي كنم چون چنين موضوعاتي رو سينماي خانگي نمي تواند تو اون حال و هوايي كه بايد، شما رو ببرد.

پيشنهاد كافه چي به شما ديدن تمام نقاط قوت هايي است كه اشاره شد..

و در پايان بهتر است بدانيم فيلمسازي كه به باورش تكيه كند فيلمش هم باور پذير مي شود.

ارادت. كافه چي

پي نوشت: در آستانه ي ششم ماه مظلوميت كافه پيانويي هستيم كه متاسفانه با تنگ نظري افرادي نا بخرد و مخالف آزادگي ف ي ل ت ر شده است. از همه ي دوستاني كه به سختي وارد كافه مي شوند از همينجا عذر خواهي مي كنم.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در ژوئن 11, 2011 در كافه سينما, مقالات, نقد كوتاه, عمومی

 

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , ,

سلام آقاي مهرجويي!

باور نمي كنم شما همان داريوش مهرجويي فيلسوفي باشي كه مابين سينما و فلسفه غوطه مي خوردي و بازي مي كردي با انديشه تماشاگرانت  با نمونه ي اين سئوال بودن يا چيستي بودن مسئله اين است؟

فكر كنم براي اول اين نامه خيلي تند رفتم، عذر مي خواهم حضرت استاد كه روزگاري شيفته هايي داشتي براي مهرجويي از جنس حميد هامون.

روزها فكر من اين است، او

روزها فكر من اين است، او

بگذريم…. شنيده ام استاد اين روزها هواخواه زياد پيدا كرده ايد از كساني كه روزي شما را ملحد مي خوانندند؟ احسنت! با هفتاد و خورده اي سال سن اين روزها معاونت سينمايي ارشاد خيلي شما را دوست دارد و برايتان نوشابه ها باز مي كند و نامتان سندي است بر دفتر افتخار جشنواره (سيرك) جديدشان.

از همان روزي كه اسم چاووشي را از تيترا‍ژ فيلمتان حذف كرديد و از همان ساعتي كه هرآنچه به شما گفتند به گوش جان پذيرفتيد عزيز شديد استاد و عوض(اشتباهي شديد؟!).

استاد عذر مي خواهم كه نمي توانم ديگر به تو بگويم استاد اما يك سئوال ذهنم را عجيب به خود مشغول كرده كه هرچه سن و سالت بالاتر رفت و  روزها را تا به امروز طي كردي، جاي اينكه از جنس حميد هاموني كه بين آرمان ها و دنيا در تب و تاب بود به علي عابديني برسي و آرمانهايتان را فداي دنيا نكني، از آنطرف بام افتادي؟

نگاهي به ساليان منتهي به فجر 29 بينداز و كارنامه ات را بالا پايين كن؟…

تا كه به اينجا رسيدي فيلمت را براي بخش سينماي ايران جشنواره مي دهي در كنار فيلمهايي از جنس …. و … و ….  تا حسن عباسي و جهانگير الماسي روي كارت قضاوت و داوري كنند!

استاد كه متاسفانه ديگر نمي توانم به تو بگويم استاد با خود خلوت كن و ببين چه شد كه سقوط آزاد از اينور بام را انتخاب كردي و براي دنياي خود آرمانت را فدا كردي.

مهرجويي

مهرجويي 89

* پانوشت:

اين گلايه را بپذير و از من دلخور نشو دوست من كه عاشق گاو توام. اميد كه در اين سيرك جديد ديده شوي.

** رونوشت به:

مسعود كيميايي كه خيلي سال است ديگر نمي توانم دوستش داشته باشم.

سامان سالور و نگاه هميشه متفاوتش و فيلم جديد فوق العاده متفاوتش!

اصغر فرهادي و دكتر علي رفيعي!

ارادت. كافه چي

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در فوریه 9, 2011 در كافه سينما, نقد كوتاه, عمومی

 

برچسب‌ها: , , , , , , ,

برنامه هفت و فرصت هايي كه مي سوزد!

بزاريد اول از اينجا شروع كنم كه فريدون جيراني بزرگترين ايراد اين برنامه است. كسي كه با اجراي دو قدم مانده به صبح و حضور در ديدار هاي جمعي حكومتي جاي پا خود را در تلويزيون بعد از سريالي كه دقيقا تغيير افكار كلي جيراني عصيانگر قرمز را نشان داد محكم كرد.

جيراني زياد حرف مي زند، مفت حرف مي زند، مجري نيست و آنچه فكر مي كند درست است و از اطلاعات ناقص و پراكنده اش به دست آورده به خورد بيننده و ميهمانان برنامه مي دهد.

چيراني و فرصت هايي كه مي سوزاند

چيراني و فرصت هايي كه مي سوزاند

از ابتداي طرح اين برنامه پيشنهاد من براي مجري گري آن يك مجري حرفه اي مثل فرزاد حسني . يا كپي برابر اصل آن رضا رشيد پور- بود تا بتوانند حريف را در گوشه رينگ و به صورت اصولي ناك اوت كنند نه فقط با گفتن چند اصطلاح مستهجن،سخيف و … طي تمام قسمتهاي برنامه. كه البته خوش خدمتي هاي جيراني و اينكه مي خواهد در بورس باشد قطعا مانع از اين تغيير مي شود. اين تغيير بسيار جذابتر از تغيير دكور برنامه براي جذب مخاطب است.

مشكل دوم آن فوق العاده زرد بودن آن است براي جذابيت! كه البته احسان ظلي پور اگر بال و پر بگيرد و توصيه هاي جيراني در به چالش كشيدن مديران سينمايي گوش نكند قطعا زردي برنامه را پوشش ميدهد و نقطه قوت آن مي كند.

مشكل سوم آن داخل نشدن به بحث هاي چالشي اساسي در مورد تصدي گري دولت مانند علف هرزي بر تارك نحيف سينما و تاتر است چه در مجوز، پيش توليد، توليد،‌پخش و سينما داري، تاتر. كه قطعا از عهده ي آدمي سست بنيان مثل جيراني ساخته نيست تا در مقابل همه بايستد و بر حرف درست خود مثل فردوسي پور و 90 پافشاري كند چرا كه جيراني پايگاه اجتماعي ندارد كه بتواند مثل فردوسي پور به آن تكيه كند و فردا اگز از درب سيما پرتش كنند بيرون كسي به ياد نمي آورد كه اين كه بود و چه بود!

مورد بعد استفاده از فراستي به تنهايي به عنوان منتقد مخالف است. بجاي دعواي تهيه كننده و كارگردان با فراستي كه كم مانده يقه به يقه شوند(به لطف فرهنگ بالاي تهيه كنندگان سينما!) فراستي را به جان يك منتقد حامي فيلمها بياندازند و كارگردان هم در بحث هايشان دخول كند.

گزارش ويژه هفته!

گزارش ويژه هفته!

و در آخر مشكل بزرگ بعدي گزارش هفته است! هر بار جيراني پيشنهاد بيدار ماندن و ديدن يك بحث جذاب را مي دهد و به دنبال نتيجه گيري از بحث است اما همان عدم تجربه مجري گري  باعث به قهقراه رفتن بحث، شبيه فيلم هندي مي شود يكي از دلايلي كه از وسط برنامه التماس وقت اضافه مي كند همين عدم مديريت زمان و نتيجه گيري صحيح مي شود و نتيجه  مي شود برنامه اي كه كمتر از نيمي از سينمايي ها وقت خود را جمعه شب ها به آن مي دهند!

نگاشته شده در : پيانو كافه

 
23 دیدگاه

نوشته شده توسط در نوامبر 6, 2010 در كافه سينما, مقالات, نقد كوتاه

 

برچسب‌ها: , , , , , , ,

مقايسه و نقد دو آلبوم جديد موسيقي پاپ

رمانتيك – شهاب رمضان

ملودي: شهاب رمضان،زانيار خسروي

تنظيم: سيروان خسروي

مدير هنري : زانيار خسروي

ترانه: امير ارجيني، ترانه مكرم وعلي بحريني، محمد كاظمي

اين آلبوم به عنوان اولين آلبوم شهاب در مقام خوانندگي از اجراي درستي بهره مي برد كه به تيز هوشي سيروان مربوط مي شود در استفاده از خواننده اش. از ترانه هايي قابل قبول(و نه قوي) برخوردار بوده كه باعث ريتم مناسب و يكدستي در ملودي ها  شده اما متاسفانه نقطه قوت اين كار سيروان، نقطه ي ضعف اين كار هم شده و آن تكرار سيروان از روي خود سيروان است. متاسفانه سيروان نوآوري هاي كاري اش را تنها در آلبوم هاي خود ارائه مي دهد و تنظيم اين كار با كارهاي قبلي او چون آلبوم امير يگانه در يك سطح هستند(هرچند قابل قبول) اما خالي از نوآوري هاي سيرواني و به مانند تنظيم هاي قبلي اش براي خوانندگان ديگر است.

رمانتيك اثر هنري و رمانتيك شهاب رمضان

رمانتيك اثر هنري و رمانتيك شهاب رمضان

در مجموع اين نمراتي است كه از 10 به اين آلبوم  مي دهيم:

ترانه 6.5

ملودي 8.5

تنظيم 8.5

فضاي هنري 9

خوانندگي 8

ميانگين امتياز اخذ شده: 8.1

ساعت 25 شب – رضا يزداني

ملودي : رضا یزدانی

تنظيم : بهروز پایگان، فرزین قره‌گزلو، آرش زمانیان، میلاد عدل خاص

ترانه : یغما گلرویی، پدیده نیشابوری، مرتضی امیری، آرمین ابراهیمی، سیاوش میرزایی، علی کمارجی نژاد، حمید زاهد زاده

مدير هنري: بهروز پايگان

رضا يزداني از معدود خوانندگاني است كه مي داند براي چه مي خواند، براي چه كساني مي خواند، سليقه ي شنونده اش چيست و در كارهاي ارائه شده اش تا به امروز هميشه سير صعودي به وضوح مشاهده شده است. يكي ديگر از دلايل متفاوت بودن و قوي بودن آلبوم رضا تنظيم هاي بهروز پايگان بوده كه اين همكاري واقعا سطح آلبوم رضا رو ارتقا داده است.

ترانه هاي اين آلبوم شديد بوي يغما مي دهد. ترانه هاي يغما  دراين آلبوم  كه بدليل ممنوع الفعاليت شدن يغما گلرويي به نام ديگري در اينسرت آلبوم آورده شده است از محتواي قوي و حرف هاي جدي براي گفتن دارد.

ترنه هاي اين آلبوم در مقايسه با ديگر آلبوم هاي موجود در بازار بسيار تصويري و بصورت فيلمنامه اي سروده شده است به عنوان نمونه ترانه ي اتاق يخ زده كه فوق العاده براي مخاطبش تصوير سازي مي كند. يكي ديگر از نقاط قوت اين كار هم ترانه هاي فوق العاده ي آن.

ساعت 25 شب پيشرفت جديد رضا يزداني

ساعت 25 شب پيشرفت جديد رضا يزداني

در مجموع اين نمراتي است كه از 10 به اين آلبوم  مي دهيم:

ترانه 9

ملودي 8.5

تنظيم 9

فضاي هنري 9.5

خوانندگي 9.5

ميانگين امتياز اخذ شده: 9.1

 در پست ها و جلسات بعدي نقد و بررسي آلبوم هاي موسيقي به آلبوم يه خاطره از فرداي احسان خواجه اميري و آلبوم حس پيام صالحي مي پردازيم. همراه اين پست هاي ويژه ي كافه باشيد.

نگاشته شده در پيانو كافه

 
3 دیدگاه

نوشته شده توسط در اکتبر 10, 2010 در مقالات, نقد كوتاه, کافه موزیک

 

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

اين هولوكاست جنجالي!

(تقديم به روح ۳۳٬۷۷۱ یهودی كه در 30 سپتامبر 1941 (2روز ديگر) بدست یک واحد ویژهٔ اس اس (شوتزشتافل) در  كيف در ۲۴ ساعت كشته شدند.)

قتل‌عام بابی یار

قتل‌عام بابی یار

هولوكاست چيست؟

واژه هولوکاست (به عبری: השואה، شوآ) در لغت اصطلاحی مذهبی و به معنای قربانی کردن یک حیوان نر طبق سنت یهودی است.

اما در اصطلاح هولوکاست یا همه‌سوزی، به کشتار دسته‌جمعی و نسل‌کشی نزدیک به یازده میلیون نفر بخصوص شش میلیون یهودی بر پایه نژاد، مذهب و ملیت در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی و از ۱۹۴۱ تا انتهای ۱۹۴۵ در اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی، اطلاق می‌شود.

برخی از قربانیان هولوکاست در اردوگاه بوخن‌والد آلمان نازی

برخی از قربانیان هولوکاست در اردوگاه بوخن‌والد آلمان نازی

قربانيان هولوكاست

علاوه بر یهودیان اروپایی(اشکنازی) که قربانیان اصلی هولوکاست بودند، گروه‌های دیگری از جمله اسلاوها، کولی‌ها، معلولین، کمونیست‌ها، سوسیالیست‌ها و همجنس‌گرایان لایق زندگی تشخیص داده نمی‌شدند، روش‌های کشتار آنان گرسنگی دادن،کار اجباری،شکنجه،اعدام با گلوله(که بعدا برداشته شد)یا اتاق گاز(گازهای سمی منوکسید کربن یا سیکلون ب) بود.انکارکنندگان هولوکاست وقوع این موارد را رد می‌کنند.

کوره‌های جسدسوزی در اردوگاه آشویتز

کوره‌های جسدسوزی در اردوگاه آشویتز

 مدارك اثبات وجود هولوكاست

منابع دست اول پرشماری برای بررسی هولوکاست موجود است که شامل گزارش‌های نزدیک به ۵۰ هزار نفر نجات‌یافته از اردوگاه‌های مرگ، گزارش بازماندگان دیگر یعنی مخفی‌شدگان، شناسایی‌نشدگان و وادارشدگان به کارِ برده‌وار در کارخانه‌ها و مزرعه‌ها، هزاران سندِ مکتوب دولتی که رژیم فرصت از بین بردنشان را نیافت، جسدهای به جا مانده در اردوگاه‌ها، گورهای دسته‌جمعی که بعدها کشف شدند، هزاران آلمانی که شاهد واقعه بودند، خاطرات نگهبانان و کارگزاران اردوگاه‌ها و زندان‌ها، خاطرات مقامات دولت نازی و اعترافات رهبران آلمان در دادگاه‌های متهمان به جنایات جنگی از جمله دادگاه نورنبرگ، می‌شوند.

بیانیهٔ رسمی حکومت آلمان نازی در ورشوی اشغالی به سال ۱۹۴۱. بر طبق بیانیه، هر گونه کمک به یهودیان حکم اعدام خواهد داشت

بیانیهٔ رسمی حکومت آلمان نازی در ورشوی اشغالی به سال ۱۹۴۱. بر طبق بیانیه، هر گونه کمک به یهودیان حکم اعدام خواهد داشت

روز جهاني قربانيان هولوكاست و تنها راي مخالف «ايران» در سازمان ملل

در اول نوامبر سال ۲۰۰۵، مجمع عمومی سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه‌ای که به پیشنهاد آمریکا، استرالیا، اسرائیل، کانادا و روسیه، حمایت ۱۰۴ کشور و با اجماع تصویب شد، انکار هولوکاست را قابل پذیرش ندانست و بیست و هفتم ژانویه را برای یادبود قربانیان آن فاجعه، روز جهانی یادمان هولوکاست نامگذاری کرد. ایران تنها کشوری بود که با این قطعنامه مخالفت کرد و بررسی مساله هولوکاست در مجمع عمومی سازمان ملل را اقدامی در راستای اهداف واشنگتن و متحدانش عنوان کرد. 

برخي قربانيان قتل عام

برخي قربانيان قتل عام

يافتن و كشتن يهوديان 1942

يافتن و كشتن يهوديان 1942

اما انكار كنندگان هولوكاست

بسیاری از انکار کنندگان هولوکاست واژه انکار را برای معرفی دیدگاه خود مناسب نمی‌دانند و به جای آن از عبارت بازنگری هولوکاست یا تجدیدنظر طلبی استفاده می‌کنند.

برخی از گروه‌های مسلمان هولوکاست را افسانه خوانده و آنرا بهانه صهیونیست‌ها برای فریب اذهان عمومی در اشغال فلسطین معرفی می‌کنند.

گروه‌های منکر هولوکاست

در میان مدافعان تجدیدنظر طلبی، طیفهای گوناگونی قرار دارند. در حقیقت تجدید نظر طلبان را نمی‌توان یک گروه متقارن شمرد. برای مثال گروه‌های نئونازی پس از جنگ جهانی دوم تبلیغات خود را مبنی بر دروغ و ساختگی بودن هولوکاست آغاز کردند.«جرج لینکون راکول»از اولین رهبران نئونازی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بود که به انکار هولوکاست پرداخت. «هانس اشمیت» از نئونازی‌های آلمانی مشهور، پس از ورودش به آمریکا در سال ۱۹۴۹، تبدیل به یک از فعالترین منکران هولوکاست در آمریکا شد.

گروه دیگری که بصورت سازمان یافته و با هیاهوی زیاد ادعای تجدید نظر طلبی می‌کنند، گروه‌های کوکلوس‌کلان هستند. آنها از توزیع کنندگان مطالب منکر هولوکاست می‌باشند.

تجدیدنظرطلبان از طیف‌های دیگری نیز تشکیل شده‌اند. گروهی یهودی‌اند مانند جورف جی برگ، روژه دای دامرگو، دیوید کول و استفن هیوارد، برخی مسیحی مانند روبر فوریسون، گرمار رودلف، میکائیل ای هافمن و رابرت کانتس و برخی ملحدند مانند بردلی اسمیت. برخی نیز مسلمان هستند مانند روژه گارودی، ابراهیم آلوش و احمد رامی.

در میان تجدید نظر طلبان کسانی یافت می‌شوند که از سوی رژیم ناسیونال سوسیالیست تحت تعقیب بوده و یا حتی سابقه زندانی شدن در اردوگاه‌های تجمعی را دارند. (مانند پل راسینیر و جوزف جی. برگ) برخی پروفسور دانشگاه هستند (مانند: کریستین لیندر، کاستاس زاور دینوس و آرتور آر. بوتز) و گروه کثیری مدرک دکتری دارند (مانند: هربرت تیدمان، استفان هی‌وارد و…) برخی مهندس هستند (مانند: فردریچ برگ و….) و گروهی تاریخ‌نگار حرفه‌ای هستند (مانند: مارک وبر و رابرت کونتس) بسیاری نیز به استادی کرسی‌های مختلف دانشگاه اشتغال دارند.

از دیدگاه گرایش سیاسی نیز گروه‌های تجدید نظر طیف همگنی را تشکیل نمی‌دهند. برخی کمونیست و سوسیالیست هستند (مانند: پل راسینیر) و برخی چپ میانه‌رو (مانند: سرج سیون) گروهی لیبرال بوده (مانند:دیوید کول) و برخی محافظه‌کارند (مانند:کارلو ماتوکنو) برخی طرفداران دست راستی در میان آنان به چشم می‌خورد (مانند:یودو والندی و مارک وبر) و برخی ناسیونال سوسیالیست می‌باشند (مانند ارنست زوندل).

تجدیدنظرطلبان مدعی هستند که تکثر تجدیدنظرطلبان شامل: مذاهب متفاوت مشاغل گوناگون، عقاید سیاسی کاملا متضاد و اقوام ملیتی مختلف، تجدید نظر طلبان را از اتهام وابستگی سیاسی و نژادی مبرا می‌کند.

تجدیدنظرطلبان، آنچه توسط مدعیان هولوکاست کوره‌های آدم‌سوزی نامیده می‌شود را، کوره‌های جسدسوزی می‌دانند

تجدیدنظرطلبان، آنچه توسط مدعیان هولوکاست کوره‌های آدم‌سوزی نامیده می‌شود را، کوره‌های جسدسوزی می‌دانند

دلایل تجدیدنظر طلبان

تجدیدنظر طلبان دلایل گوناگونی برای تجدید نظرطلبی خود ارائه می‌دهند. مهمترین این دلایل معمولاً شامل موارد زیر است.

1. هیچ فرمان و یا دستوری از سوی حزب نازی یا سران و رهبران آلمان برای نابودسازی یهودیان وجود ندارد. در میان مدارک بدست آمده از آلمان پس از سقوط حتی یک برگه یا سند وجود ندارد که به عنوان دستور کشتار یهودیان از سوی مقامات به افسران و یا گزارش انجام این عمل از سوی انجام دهندگان به مافوق‌هایشان تلقی شود. همچنین هیچ برنامه، طرح، سازمان و یا حتی مدارک بودجه و حسابداری نیز برای کشتار یهودیان یافت نشده‌است.

2. تجهیزات صنعتی کافی و حتی سوخت کافی برای سوزاندن اجساد این تعداد از قربانی در تمام مناطق تحت اشغال آلمان وجود نداشته‌است. ظرفیت کوره‌های جسد سوزی (و نه آدم سوزی) کشف شده، حتی به اندازه سوزاندن اجسادی که به دلیل گرسنگی و بیماری فوت شده بودند نیز نبوده‌است.

3. تجدیدنظرطلبان معتقدند که آمار یهودیان قبل و بعد از جنگ گواه آن است که در طول دوره جنگ جهانی دوم، با احتساب کسانی که به عنوان سرباز در جبهه‌های جنگ جان خود را از دست داده‌اند، سیصد هزار تا ۱٫۵ میلیون یهودی از دنیا رفته‌اند

4. با وجود فعالیت سرویسهای اطلاعاتی متفقین و با وجود نزدیکی اردوگاه‌ها به مناطق سکونت مردم عادی، تا پیش از پایان جنگ، هیچ منبع رسمی، سازمان بین‌المللی و حتی کشورهای دشمن آلمان، ادعایی مبنی بر کشتار گسترده یهودیان نکرده‌اند.

5. از روشهای ادعایی کشتار، هیچ مدرکی در دادگاه‌ها موجود نیست. برای مثال از هزاران کامیونی که ادعا می‌شود دارای اتاق گاز بوده و بازداشت شدگان را در حال انتقال خفه می‌کرده‌اند، حتی یک نمونه به عنوان مدرک به هیچ دادگاهی ارائه نگردیده‌است.

6. دکتر مارتین بروژات از انستیتو تاریخ معاصر آلمان که یک انستیتو نیمه دولتی است، طی یک نامه با ارائه مدارکی اعلام کرد در زمان جنگ جهانی دوم، در خاک آلمان کسی در اتاق گاز کشته نشده و مدارکی که در دادگاه نورنبرگ از آنها برای اثبات کشتار توسط اتاق‌های گاز استفاده شده‌اند همگی جعلی هستند. همچنین دیوید اروینگ تاریخدان انگلیسی نیز با ارائه مدارکی، اعلام کرده‌است که وجود اتاقهای گاز برای کشتار انسانها، تخیلی و توهمی بیش نیست. 

و اين پايان اين هولوكاست جنجالي نيست!

نگاشته شده: پيانو كافه

 

 
2 دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 28, 2010 در مقالات, یادمان, عمومی

 

برچسب‌ها: , , , , , , , ,