RSS

نگاهي به برف روي شيرواني داغ:‌ خوش ساخت

11 ژوئن

برف روي شيرواني داغ اثر تازه فيلمنامه نويس و كارگردان خلاقي است كه پيشرفتش رو در اين فيلم به رخ همگان كشيد. دكتر محمد هادي كريمي نشان داد مي داند براي چه قشري مي سازد، چه پيامي را مي خواهد منتقل كند و چه تصاويري را مي خواهد به پرده ي بي رونق اين روزهاي سينما بكشد در حالي كه در تك لوكيشي بدون يك سكانس اضافي نود دقيقه بيننده را با خود همراه كند..

برف روي شيرواني داغ - كافه پيانو

برف روي شيرواني داغ - كافه پيانو

نكته ي مهم فيلم قرار گرفتن پازل ها در كنار هم براي رسيدن به تنهايي يك مردي است استاد، كه تنه اش گويي به صوفياني مي خورد كه هر كس مي تواند از ظن خود يارش باشد.

در اين فيلم استاد حميد كه تا انتهاي فيلم هويتش، تفكراتش، گرايشاتش خوشبختانه مشخص نمي شود و فقط مي دانيم كه در ليست 217 نفره و ليست 215 نفره هست كه از دو طرف موافق و مخالف مورد غضب است و كارگردان فقط مي خواهد تاكيد مي كند كه با يك كاراكتر مستقل سياسي و فكري طرفيم با بازي فرخ نعمتي كه بازي باور پذير و كاراكتري دوست داشتني خلق كرده است كه هم الگويي مناسب براي جامعه ي بيمار روشنفكري امروز ايران، و هم الگويي براي سنت گرا ها و اصولگراهايي كه تمام روشنفكران و دگر انديشان جامعه اشان را ملحد و از آنور بوم افتاده و متصل به دشمن مي دانند.

 احساس همذات پنداري عجيبي بين استاد تنها و بريده از دنيا و تماشاچي وصله به دنيا ايجاد مي گردد كه تصاوير و شات هايي گرفته مي شود كه معصوميت از دست رفته را در نگاه استادي كه گويي به تازگي مزه ي عشق را فهميده به تماشاچي القا و اين عشق در اين حس همذات پنداري موثر است.

نكته دوم بازي بسيار خوب بازيگرانش در جايگاه ها و عقايدشان بود. امير حسين آرمان به عنوان راننده ي آژانسي كه محرم استاد بود و خانه شاگرد، با گذار فيلم به انتها به رابطه ي عميق روحي، عاطفي او با استاد پي مي بريم كه استاد روشنفكر و شاعر و نقاش ما با يك جوان عادي (نه راديكال موافق، نه راديكال مخالف) چگونه زلف هايشان را به هم گره زده اند.

بازي امير حسين آرمان و نگاهش وقتي به گوشه اي خيره مي شد و به مرادش (مريدش؟) فكر مي كرد همانچيزي است كه امروز نياز جامعه ماست… بدون هيچ توضيح اضافي!

بازي خاطره اسدي در نقش يكي از شاگردان با ذوق استاد در زمينه ي شعر مانند همه ي بازي هاي او قابل قبول است اما چون در جايگاه درست قرار گرفته بيشتر به چشم مي آيد. گويا استاد در كنار او و اميرحسين آرمان بدنبال آرامش و معصوميتي است كه تا قبل از آشنايي به تاكسي چي از آن بي بهره بوده است.

آنا نعمتي و كوروش تهامي هم بازي هايي را ارائه دادند كه از كوروش در به رنگ ارغوان و از آناهيتا نعمتي در اغلب نقش هايش ديده ايم.

اما اوج هنر بازيگري رو در اين سالها مي توان در بازيگري ديد كه تنه ي محكمي به بزرگان بازيگري و اكتوري در سينما زد. شهاب حسيني بازي خارج از تصوري را در اين فيلم به نمايش گذاشت كه به پيشرفت تدريجي و پرواز بيشتر مي ماند تا يك پيشرفت عادي. حضور باور پذير، به جا ديالوگ گفتن، ‌مكث، حالت نگاه، ميميك چهره، بالا و پايين رفتن تن صدا، زبان بدن و يك كلاس كامل بازيگري بود از جوانِ چهل ساله اي كه متاسفانه چند سالي مي خواهد به خلوت برود و دنبال خود گم گشته اش بگردد.

شهاب حسيني متاسفانه در جشنواره ديده نشد، از نظر من ديپلم افتخار كمترين جايزه اي بود كه مي شد به او داد.

شهاب حسيني و آتاهيتا نعمتي در نمايي از برف روي ...

شهاب حسيني و آتاهيتا نعمتي در نمايي از برف روي ...

در طي فيلم بازي اش اوج مي گيرد و در سكانس پاياني با تك گويي فوق العاده اي كه داشت در قله قرار گرفت و حتي گام هاي بيرون رفتنش هم حساب شده يود. شهاب حسيني نشان داد كه اگر بخواهي مي تواني مستقل باشي نقش اول فيلم ها (زندگي ها) نباشي، در كنار ديگران باشي اما بدرخشي.

در كنار اين مسائل فيلم ضعف هايي هم داشت كه در كنار نقاط قوتش قابل چشم پوشي بود. به عنوان مثال زماني كه مي بايد از استاد رفع اتهام مي شد، متهم شد و زماني كه نيازي نبود در مورد آن شيشه ي در پلاستيك مشكي رفع اتهام شود، رفع اتهام شد، كه البته اين را به جند وجهي بودن استاد هم مي توان نسبت داد.

و در آخر يكي از سوال هايي بي پاسخ قيلم كه متاسفانه كارگردان تلاشي نكرد مخاطبش را بهش نزديك كند و مي توانست شاه بيت غزل برف روي شيرواني باشد… اين كه شب گذشته قبل از فوت استاد چه كسي مهمان او بود؟!

در مجموع در سال سينمايي نود ديدن اين فيلم شاخص در پرده ي سينما رو به شما توصيه مي كنم چون چنين موضوعاتي رو سينماي خانگي نمي تواند تو اون حال و هوايي كه بايد، شما رو ببرد.

پيشنهاد كافه چي به شما ديدن تمام نقاط قوت هايي است كه اشاره شد..

و در پايان بهتر است بدانيم فيلمسازي كه به باورش تكيه كند فيلمش هم باور پذير مي شود.

ارادت. كافه چي

پي نوشت: در آستانه ي ششم ماه مظلوميت كافه پيانويي هستيم كه متاسفانه با تنگ نظري افرادي نا بخرد و مخالف آزادگي ف ي ل ت ر شده است. از همه ي دوستاني كه به سختي وارد كافه مي شوند از همينجا عذر خواهي مي كنم.

 

درباره‌ی pianocafe

My home: www.pianocafe.wordpress.com
Leave a comment

نوشته‌شده به دست در ژوئن 11, 2011 در كافه سينما, مقالات, نقد كوتاه, عمومی

 

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.